
تا دی 96هیچ گونه باران یا برفی که به دل کشاورزان روستای خلیفه بلاغی بنشیند بر زمین ننشسته که این
که این باعث نگرانی اهالی روستا شده چون تا الان هیچ سابقه ای نداشته که روستا در این فصل سال
سفید پوش نشده باشد چون در سالهای گذشته در این فصل از سال حداقل برفی که بر زمین بود 50cmبود
و باعث پر اب شدن قناتها و منابع زیر زمینی ودر نتیجه رونقل کشاورزی می شد روستا با توجه به اسمی که
بر ان گذاشته اند که معنی ان معدن اب میباشد از کلیه روستاهای اطراف بسیار پر اب تر و باصفا تر میباشد
دوستانی که بهار هایی را در این روستا در سالهای گذشته سپری کردن باید به یاد داشته باشند که اب از کجاهای
روستا و در کجا ها چشمه بود که من نگاهی برانها دارم و به تعدادی از انها اشاره میکنم
چشمه و ابهای
- اب جاری که از کنار خانه حبیب اله جابری تا اواخر اردیبهشت عبور میکرد و پس از گذشت از جلوی حمام و مغازه قدیم مراد به اسل یا همان قنات مزرعه خلیفه میرفت
- ابی که از صحرهای دیزلک جمع و سپس بعد از عبور از کناره مدرسه
- و شعبه نفت باز ان هم به مزارع خلیفه میرفت
- ابی که از مزارع اق بلاق وسپس بعد از به هم پیوستن
- به ابتدای روستا یا همان جایی که چشمه سوخ بلاغ است،روی ان جمع میشد چون قبلا هم در انجا اسل بود
- ابی که از کنار ارامگاه روستا عبور میکرد
- و در نهایت چویر مزرعه خلیفه که پراز چشمه و باتلاق بود به طوری که هیچ کودکی جرات عبور از انجا را نداشت به خاطر اینکه اب زیر زمینی زیاد بود و ابها ناخواسته بیرون میزدن
- و چشمه ای که در حیاط حاج نصرت جابری بود
- چشمه که در حیاط مرحوم خرم بود
- چشمه ای که در حیاط قدیمی حاج حیدر جابری بود
- که بیشتر انها به علت کم ابی خشک شده و فقط چند تا چشمه
- که قبلا پر اب بودند مانده اند
- من این را نوشتم تا تاریخ خلیفه برای بعدها از نظر اب و چشمه بماند
- نویسنده:جواد جابری
- تاریخ:1396/10/22
- ساعت:18:00
- تهران
ح